از کجا ؟ در کجا ؟ به کجا خواهیم رفت؟
می ترسم
گنه كردم خداوندا من از اين كار مي ترسم
خجل هستم ز تو ليكن از آن ديدار مي ترسم
پشيمان گشته از كارم ولي افسوس دير است دير
تو مي داني گناهم را من از انكار مي ترسم
شب و روز فكرم از قبر است اي پروردگار من
من از قبر و من از مور و من از آن مار مي ترسم
بگيرد دست من يا رب در اين دنياي زهر آگين
چرا ؟ چون من از اين چرخ جنايتكار مي ترسم
بيا آتش بزن جانم در اين دنيا در اين دريا
كه من از روز محشر از عذاب النار مي ترسم
اگر كردم گنه يا رب جوان بودم ببخشا تو
كه من از روز رستاخيز و از دادار مي ترسم
كتاب عمر من پر شد دريغا از گنه كاري
گنه كردم خداوندا من از اين كار مي ترسم
+ درج شده چهارشنبه نوزدهم تیر 1387به وقت به قلم مــــــــــــب...!!!!!!! |


