دورتر... دیرتر...
روزی از روز ها
شبی از شب ها
خواهم افتاد و خواهم مرد
اما می خواهم هرچه بیشتر بروم .
تا هر چه دور تر بیفتم
تا هر چه دیر تر بیفتم
هر چه دور تر و دیر تر بمیرم .
نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه
پیش از آن که می توانسته ام بروم و بمانم
افتاده باشم و جان داده باشم .
همین ...
+ درج شده پنجشنبه یازدهم مهر 1387به وقت به قلم مــــــــــــب...!!!!!!! |


