|
|
|
|
او گفت به لبه نزدیک شوید ! آن ها گفتند می ترسیم... او گفت نزدیک شوید ... آن ها نزدیک شدند او آن ها را هل داد و ... آن ها پرواز کردند ....!!!!!!
+
چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 به قلم مــــــــــــب...!!!!!!!
|
چرا کسی نمی پرسد زمن حالی؟ که جویم چه در این دنیا؟! که آیا غصه ای دارم؟ و آیا خنده ام از روی خوشحالیست؟ و شاید در دلم دیوار تنهاییست. کسی از من نمی پرسد که دردم چیست؟ که این دنیا پر از آوای بد خواهی ست... همه تنها،همه سر در گریبانند!!! کسی از حال همسایه نمی پرسد!!! و خاک تشنه ی گلدان همیشه خشک و صحراییست...
+
پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 به قلم مــــــــــــب...!!!!!!!
|
+
جمعه نهم فروردین 1387 به قلم مــــــــــــب...!!!!!!!
|
|
|